چرا تفنگ من نقطۀ هدف خود را تغییر می دهد؟ بخش۲

چرا تفنگ من نقطۀ هدف خود را تغییر می دهد؟ بخش۲

Why does my rifle shift its aim point part 2

نوشتۀ : B.B. Pelletier    منبع : Pyramyd Air

چرا تفنگ من نقطۀ هدف خود را تغییر می دهد؟ بخش2

تغییر نقطه هدف poi در تفنگ بادی

قبل از شروع مطلب می خواهم قانون خود را در زمینه اظهار نظر در شبکه های اجتماعی بشکنم. دیروز مطالبی را در سایت Yellow Forum در مورد خودم خواندم و از دیدن برخی اظهارات تمجیدآمیز بسیار متعجب شدم. من معمولاً علت این همه تعریف و تمجید را درک نمی کنم. چند نفری هم از من انتقاد کرده و گفته اند که اصلاً با من موافق نیستند، و من مایلم در اینجا بگویم که من هم با آنها موافق نیستم. البته من چندین بار از ادامه این سرگرمی (اظهار نظر در  شبکه های عمومی) انصراف داده ام، اما هنوز موفق به ترک آن نشده ام. همین چند هفته پیش بود که پیشنهاد جدیدی در مورد اصول در دست گرفتن تفنگ دریافت کردم که نسبت به آنچه که در کتاب Beeman R1  به آن اشاره کرده بودم خیلی بهتر بود.

من به دنبال جلب تعریف و تمجید دیگران نیستم، اما از کسی که این پیشنهاد را فرستاد کمال تشکر را دارم.

خیلی خوب، حالا برگردیم سر بحث اصلی خودمان. لوله تفنگمان پاک و خالی است، بیایید دوربین را روی تفنگ نصب کنیم و برویم سروقت تست تفنگ. هرچند در خصوص یک تفنگ بادی از نوع Air Force Condor، موضوعات دیگری هم برای بررسی وجود دارد.  محکم و ثابت بودن لوله تفنگ موضوع مهمی است. در تفنگ کندور، لوله تفنگ توسط چهار عدد پیچ بسته و محکم می شود، البته در مدلهای جدیدتر آن، پیچها پس از عبور از یک غلاف (بوش) در تماس با لوله تفنگ قرار می گیرند. کندورهای قدیمی تر دو پیچ بلند دارند که لوله و پیچهای کوتاهتر را به همدیگر متصل می کنند که آنها هم بوش ها را به هم وصل می کنند.

مورد دیگری که مورد بررسی قرار دادم، فاصله top hat با لوله تفنگ بود.

لوله تفنگ ایرفورس

تنظیمات کارخانه برای این مورد ۰.۰۹۰″ اینچ است که باید به منظور حصول بهترین نتیجه روی همان تنظیم بماند. این مورد به خوبی انجام شد. بعد دوربین را نصب و محکم روی لوله تفنگ بستم.  من از یک دوربین مدل Air Force 4-16×۵۰ استفاده کردم، همان مدلی که معمولاً برای دو تفنگ Air Force خودم استفاده می کنم. دوربین در یک غلاف (پایه) قابل تنظیم یک تکه مدل B-square با تنظیم ارتفاع است . این پایه تا ارتفاع زیادی قابل تنظیم است و بر روی هر تفنگ  Air Force که امتحان کردم خوب جواب داده است. خوب با این تفاسیر، نصب دوربین حدوداً یک دقیقه طول می کشد. عجله کنید وقت طلاست. بیایید تیراندازی را شروع کنیم.

 

           تیراندازی از روی میز تیراندازی (بنچ)          

به یک نفر قول دادم که در مورد تکنیکهای تیراندازی از روی میز ، گزارشی را تهیه و ارائه بدهم، بنابراین احتمالاً فکر می کنید من یک نیمکت با تکنولوژی بالا دارم که برای تست از آن استفاده می کنم. هیچ چیزی بالاتر از حقیقت نیست. نیمکت من فقط یک میز تاشو است که با خود از این میدان به آن میدان تیراندازی می برم. در واقع یک میز تلویزیون بزرگ است. وقتی با تفنگ PCP تیراندازی می کنم، از یک کیسه تیراندازی (shooting bag یک کیسه بالش مانند برای قرار دادن لوله تفنگ روی آن) که با پوست گردوی خردشده پر شده استفاده می کنم. قسمت بالای کیسه بصورت  حرف V انگلیسی است که لوله تفنگ را بین دو لبه آن قرار می دهم. یک کندور باریک  به خوبی بین دولبه قرار می گیرد.

 

 نیمکت تیراندازی- یک فناوری واقعاً مدرن !- اولین سیبل (هدف) در فاصله تقریبی ۱۲ فوت قرار دارد. سیبل دیگری درمیدان در فاصله ۲۰ فوتی قرارمی گیرد.

           هدفگیری از فاصله ۱۰ فوتی          

اگر تابحال مقاله ام را در خصوص هدفگیری نخوانده اید، توصیه می کنم این کار را بکنید. شما برای هدفگیری با یک تفنگ بادی نیازی به دوربین های (Boresighter) پیشرفته لیزری یا ابزار اضافی و بلااستفاده دیگر ندارید.  فقط شروع کنید به تیراندازی از فاصله ۱۰فوتی. هدف شما تنها ایجاد اثر ساچمه (محل برخورد ساچمه به سیبل) در نقطه هدف است، که این امر با هدفگیری نقطه ای پایینتر از مرکز رتیکل به فاصله ای معادل فاصله مرکز دوربین با مرکز لوله تفنگ امکانپذیر می گردد. البته شما می خواهید با نقطه هدف در یک راستای عمودی همتراز باشید.  تصویر زیر این موضوع را خیلی بهتر از آنچه که من بخواهم توضیح دهم نشان می دهد.  به خاطر داشته باشید، این برای یک شلیک از فاصله ۱۰ فوتی است. بخاطر ابعاد افقی و عمودی زمین میدان تیر مجبور بودم از فاصله ۱۲ فوتی شلیک کنم. همه چیز همانطور که باید پیش می رفت.

 

 از فاصله ۱۰فوتی (در این مورد خاص ۱۲فوتی) نزدن به سیبل سخت است. شلیک شماره ۱ در سمت راست قسمت پایین اصابت کرده است. مابقی شلیکها همانجایی اصابت کردند که دوربین تنظیم شده بود. چهار شلیک به نقطه صفر در پنج دقیقه.

           دور شدن از سیبل به اندازه ۲۰ یارد          

پس از قرار گرفتن در فاصله ۱۰ فوتی از هدف، ۲۰ یارد دیگر از آن فاصله بگیرید. دوربین را روی فاصله جدید تنظیم کنید. پنج دقیقه زمان هم برای این کار لازم است (معادل زمان سه شلیک). تا فاصله ۳۵ یاردی دور شوید، زیرا این فاصله ای بود که Hegshen بخاطر خطای ۱ تا ۵/۱ اینچی ناشی از نصب سایلنسر روی لوله تفنگ (خطای تغییر نقطه هدف point of aim (shift از آن شکایت می نمود.

 

           دور شدن از سیبل به اندازه ۳۵ یارد           

در فاصله ۳۵ یاردی، شروع کردم به شلیک ساچمه های گنبدی شکل ۸/۱۵ گرینی از نوع  JSB Exact ، البته با تنظیم درجه قدرت شلیک روی شماره ۴. این میزان قدرت روی تفنگ من بهترین دقت را دارد، اما نه روی تفنگ Hengshen. ساچمه ها در همه جای هدف (سیبل) پخش شده بود. تفنگ او آخرین مدل سوپاپ را داشت (قبل از شروع این تست آن را چک کردیم) و مخزن هوا را تا فشار psi3100 (پوند بر اینچ مربع) پر کردیم. پس از شلیک تمام تیرها و اتمام تیراندازی، فشار تفنگ من در حدود ۲۸۰۰ تا ۳۰۰۰ پوند بر اینچ مربع بود.

 

 با شلیک از فاصله ۳۵ یاردی، ساچمه ها در همه جای هدف پخش شده بود. نقطه هدف، مرکز سیبل است. به نظر می رسید که تفنگ آهسته شلیک می کند، بنابراین من درجه تنظیم قدرت را روی عدد بالاتری قراردادم.

وقتی که ساچمه ها در همه قسمتهای سیبل پخش شده باشند و به نظر برسد که سرعت شلیک آنها پایین است، درجه قدرت را بالاتر می برم. در این مورد خاص، درجه را روی عدد ۸ قرار دادم. در نتیجه نقطه اصابت ساچمه ها چنداینچ بالاتر رفت، که این از نظر من عالی بود، چون نمی خواستم نقطه هدف را خراب کنم.

این بار ساچمه ها به همان جایی که می خواستم اصابت کردند، بنابراین برای اینکه از عدم وجود خطای تغییر نقطه هدف اطمینان حاصل کنم، ۲۰ شات شلیک کردم. هیچ خطایی وجود نداشت. از این آزمایش متوجه شدم که تفنگ من نقطه اثرش (اصابت) را تغییر نمی دهد، بنابراین هم اکنون می توانیم برویم سراغ چند عامل احتمالاً مشکل ساز دیگر.

 

 این ۲۰ شلیک از فاصله ۳۵ یاردی امتیاز گروپ گرد و خوبی را به دست آورد. نقطه هدف، مرکز سیبل پایینی بود. بله ساچمه ای را که خارج از گروپ به موقعیت ساعت ۷ اصابت کرده را می بینم، همچنین ساچمه ای را که به موقعیت ساعت ۱۲ اصابت کرده، اما این شلیکها بی معنی است. من هیچ کاری برای کنترل قاعده مندی اصابت این ساچمه ها انجام ندادم (نه سبک سنگین کردن تفنگ، نه قلق گیری و نه بازرسی skirtها. هیچکدام.) فقط ساچمه بود که از تفنگ خارج می شد. من به دنبال گروپ نزدیک به هم و امتیاز خوب  نبودم (هرچند یک گروپ نزدیک به دست آوردم). برای من فقط اطمینان از عدم وجود تغییر نقطه هدف بود که خوشبختانه اتفاق نیفتاد.

قبل از اینکه مطلب را ادامه بدهم، اجازه بدهید نکته ای  را در مورد گروپ ۲۰ شاتی بگویم. این مانند یک گروپ پنج شاتی نیست. چون اگر این طور بود، پانچ شلیک ها از نوع CTC (مرکز به مرکز) ۰.۳۰ اینچ می شد. اما اگر ۱۰ شلیکی باشد به ۰.۷۰ اینچ افزایش می یابد.  اگر ۲۰ شلیک صورت گیرد باز هم مجدداً افزایش می یابد. گروپی را که شما می بینید ۱/۱۲۴ اینچ CTC است. اگر برای بار دوم گروپ ۲۰ شلیکی را انجام میدادم، عملکرد تفنگ بهتر می شد؟ خوب البته که بهتر می شد. آیا بدتر از این هم می توانست عمل کند؟ قطعاً.  نسبت به اندازه گروپ زیاد وسواس به خرج ندهید چون که اصلاًمهم نیست. به شکل و حالت آنها نگاه کنید. دیگر اثری از مشکل تغییر نقطه برخورد وجود ندارد، و این تنها چیزی است که امروز برای ما اهمیت دارد. 

 

 این شلیک مربوط به زمانی است که گروپ شلیکهای بیست گانه از فاصله ۳۵ یاردی در حال اجرا بود. خبری از تجهیزات پیشرفته تیراندازی نیست و دوربین هم در فاصله زیادی از بالای تفنگ قرار گرفته است. مشکل اختلاف منظر Parallax هم  یک مشکل بالقوه است. من با این مشکل کلنجار رفتم و آن را تحت کنترل خود در آوردم.

حالا چه باید کرد؟

خوب، حالا وضعیت تفنگ عالی است، لذا من تفنگ Air Force را بسته بندی کرده و به همراه سیبل فاصله ۳۵ یاردی (که روی آن نکاتی را یادداشت کرده بودم) برای Hegshen پس فرستادم.

 اگر پس از دریافت تفنگ، باز هم تفنگ او مشکل تغییر نقطه اثر داشته باشد، چکار باید بکنم؟ کاملاً مطئنم که این اتفاق می افتد، چون دلیل آن را می دانم.  وقتی که من در  Air Force مدیر فنی بودم، تمام تماسهای تلفنی و ایمیلها را در مورد مشکل تغییر نقطه اثر و دقت تفنگها، پاسخ می دادم، لذا این مشکل را بارها تجربه کرده ام. اجازه بدهید قبل از اینکه راجع به این موضوع صحبت کنم، اول وضعیت را مورد بررسی قرار دهیم. Hegshen اول به من می گفت که تفنگش را به صورت کاملاً تنظیم شده از من تحویل گرفته و بعد از چند روز می دید که تفنگش مشکل تغییر نقطه اثر دارد. همچنین می گفت که گاهی اوقات پس از پنج یا شش شلیک از فاصله ۳۵ یاردی، تفنگش ۱تا۱/۵ اینچ به سمت چپ اختلاف پیدا می کند .  ضمناً می گفت که تفنگش یا خیلی نزدیک به هدف می زد یا خیلی دور. مشکل کجاست؟

         اختلاف منظر یا Parallax         

به تصویر من که در حال تیراندازی با تفنگ هستم نگاه کنید. ببینید سر من چقدر بالاتر از لوله تفنگ قرار گرفته است. باید سرم را آنقدر بالا نگه دارم، چون دوربین در آن ارتفاع قرار دارد. اگر هر بار صورت خود را در همان قسمت ثابت از قنداق تفنگ قرار ندهم (که همیشه همانجا قرار می دهم)، آن وقت  تغییر اثر اصابت ساچمه ها پیش می آید . من باید یاد بگیرم بعد از هر بار شلیک، سرم را در همان وضعیت قبلی نسبت به تفنگ قرار دهم، وگرنه نقطه اثر تفنگ تغییر خواهد کرد. اما این تمام ماجرا نیست. 

ببینید مرکز گروپ ۲۰شلیکی از فاصله ۳۵ یاردی کجاست. حال ببینید مرکز گروپ شلیکهای ۳۵ یاردی با تنظیم روی قدرت شلیک پایینتر کجاست. چند اینچ پایینتر و کمی متمایل به سمت راست. به عبارت دیگر، تغییر در میزان قدرت شلیک باعث تغییر در نقطه اثر می شود؛ و تغییر وضعیت  سر شما نیز موجب تغییر در نقطه اثر می گردد.

البته دیدنش سخت است، اما درست در قسمت جلوی دوربین این تفنگ، می توان تراز دوربین را مشاهده کرد. اگر به بخش ۱ برگردید و نگاهی به اولین تصویر بیاندازید، این مورد را در آنجا نیز خواهید دید. Hegshen این تراز را به تفنگش چسبانده است، که البته این بهترین گزینه نیست، اما تا حدودی کارساز است. من در گروپهای ۲۰ شلیکی از این تراز استفاده کرده ام. اگر استفاده نمی کردم، یا نقطه اثر تغییر می کرد یا سایز گروپها بزرگتر می شد.

این آن چیزی است که من می خواهم به Hegshen  بگویم، و یا هر کس دیگری که مشکل تغییر نقطه اثر را تجربه کرده است.

  • اول از همه اینکه، اولین شلیک از یک تفنگ سرد احتمالاً به همان جایی اصابت نمی کند که شلیکهای بعدی اصابت خواهند کرد. این موضوع شامل تفنگهای springer،  Co2 و PCP ها می شود. همچنین شامل سلاحهای گرم هم می گردد. لوله تفنگهای بادی به هنگام شلیک گرم نمی شود، اما لازم است سوپاپ PCP ها را هر از چند گاهی کنترل نمود تا عملکردی خوبی داشته باشند.    
  • مطلب دوم اینکه باید روی نحوه گرفتن تفنگ در دستانتان تمرین کنید، طوری که چشم شما همیشه نسبت به دوربین در یک راستای مشخص قرار گیرد. این موضوع به تمرین زیاد نیاز دارد اما در نهایت منجر به شلیک گروپهای یکپارچه و یکدست می گردد.
  • نکته سوم، یک تنظیم مشخص و مناسب برای شدت قدرت شلیک، مخصوص یک نوع ساچمه مشخص پیدا کرده (با تمرین و ممارست) و همواره در آن وضعیت و شرائط شلیک نمایید. هر بار که قدرت شلیک را تنظیم می کنید، باید تفنگ خود را از نو برای هدفگیری جدید تنظیم کنید. Hegshen از ساچمه های Kodiaks که ساچمه های خوبی هستند، استفاده می کند، اما من استفاده از ساچمه های SB Exacts و Crosman Premiers را توصیه می کنم. هر دوی اینها در یک تفنگ Condor بهتر از Kodiaks  عمل می کنند. البته به شرط اینکه تنظیم قدرت را تغییر ندهید.
  • نکته چهارم، اگر می خواهید شلیکهای گروپ شما به جای حرکت از یک سمت رتیکل به سمت دیگر، در مسافت های مختلف فقط به سمت بالا یا پایین حرکت کند، دید دوربین خود را متمرکز کنید و خطای پارالاکس را مدیریت کنید. میانبر نزنید. زحمت بکشید و نتیجه خوب آن ببینید.

گزارش من هنوز تمام نشده است و در قسمت بعدی تمام دلایل تغییر نقطه اثر را توضیح خواهم داد.

رفرنس

اشتراک گذاری